زمين دلتنگ و دنيا بي قرار است/ فلک شيدا، پريشان روزگار است/ دلا، آدينه شد، دلبر نيامد/ غروب انتظارم سرنيامد
*
از ميان اشک ها خنديده مي آيد کسي/ خواب بيداري ما را ديده مي آيد کسي/ با ترنم با ترانه با سروش سبز آب/ از گلوي بيشه خشکيده مي آيد کسي
*
باز هم جمعه شد و غصه من تازه شده/ درد اين بي خبري بي حد و اندازه شده/ باز هم جمعه شد و چشم به ره مانده شدم/ باز از دوري تو خسته و درمانده شدم