جمعه
وعده ترمیم قلب یاس زار
جمعه یعنی مادر چشم انتظار
درهوای دیدن روی نگار
جمعه یعنی یه سماء دلواپسی
می شود مولا به داد ما رسی...؟
اللهم عجل لولیک الفرج
الهی آمین
اللهم عجل لولیک الفرج
الهی آمین
چرا امام زمان، قائم آل محمد نامیده شد❓
ابوحمزه ثمالی می گوید: از حضرت امام محمد باقر (عليه السلام) پرسيدم:
🔸اى فرزند رسول خدا! مگر شما ائمه، همه قائم به حق نيستيد؟
✅ فرمود: بلى!
🔸عرض كردم: پس چرا فقط امام زمان (عليه السلام) قائم ناميده شده است؟
✅ فرمودند: هنگامى كه جدّم امام حسين عليه السّلام كشته شد فرشتگان گريستند و ضجّه زده و به درگاه الهى ناليده و گفتند: اى خدا و اى سرور ما آيا از كسى كه برگزيده و فرزند برگزيده و بهترين خلق تو را كشته غافل هستى؟
خداى عزّ و جلّ به ايشان وحى نمود: اى ملائكه من آرام باشيد قسم به عزّت و جلال خودم از قاتلين او انتقام خواهم گرفت اگر چه در زمان بعد باشد، سپس ائمّه اى كه از فرزندان امام حسين عليه السّلام هستند را به ايشان نشان داد، آنها مسرور و خوشحال شدند در بين فرزندان حضرت يكى از آنها ايستاده و نماز مى خواند، حقّ تعالى فرمود: با اين قائم از قاتلين انتقام خواهم گرفت.
📚منبع:علل الشرائع صفحه531
ویک بغض عجیب
باز هم همدم تنهایی
من چشم تر است ...
تا جمعه یی دیگر و امید ظهور
التماس دعا
شیخ علی حلاوی، مردی عابد و زاهد بود که همواره منتظرامام زمان (عج) بوده است.
شیخ علی حلاوی، عاقبت روزی از رنج فراق سر به بیابان می گذارد و ناله کنان به امام زمان (عج) می گوید: «غیبت تو دیگر ضرورتی ندارد. همه آماده ظهورند. پس چرا نمی ایی؟»
♻️در این هنگام، مردی بیابان گرد را می بیند که از او می پرسد: «جناب شیخ، روی عتاب و خطابت با کیست؟»
او پاسخ می دهد: «روی سخنم با امام زمان(عج) حجت وقت است که با این همه یار و یاور که بیش از هزار نفر آنان در حله زندگی می کنند و با وجود این همه ظلم که عالم را فراگرفته است، ظهور نمی کند»
♻️مرد می گوید: «ای شیخ، منم صاحب الزمان(عج)! با من این همه عتاب مکن! حقیقت چنین نیست که تو می پنداری. اگر در جهان 313 نفر از یاران مخلص من پا به عرصه گذارند، ظهور می کنم، اما در شهر حله که می پنداری بیش از هزار نفر از یاوران من حاضرند، جز تو و مرد قصاب، احدی در ادعای محبت و معرفت ما صادق نیست. اگر می خواهی حقیقت بر تو آشکار شود، به حله بازگرد و خالص ترین مردانی را که می شناسی، به همراه همان مرد قصاب، در شب جمعه به منزلت دعوت و برای ایشان در حیاط خانه خویش مجلسی آماده کن. پیش از ورود مهمانان، دو بزغاله به بالای بام خانه ات ببر و آن گاه منتظر ورود من باش تا حقیقت را دریابی»
درد دل با امام زمان (عج)
گفتم که از فراغت عمريست بي قرارم
گفت از فراق ياران من نيز بي قرارم
گفتم به جز شما من فرياد رس ندارم
گفتا به غير شيعه من نيز کس ندارم
گفتم که ياوررانت مظلوم هر ديارند
گفتا مرا ببينند مظلوم روزگارم
گفتم که شيعيانت در رنج و در عذابند
گفتا به حال ايشان هر لحظه اشکبارم
گفتم که شيعيانت جمعند به ياري تو
گفتا که من شب و روز در انتظار يارم
گفتم به شيعيانت آيا پيام داري
گفتا که گفته ام من هر دم در انتظارم
گفتم که اي امامم از ما چرا نهاني
گفتا به چشم محرم همواره آشکارم
گفتم به چشم انوار آيا که پا گذاري
گفتا که شستشو ده شايدکه پا گذارم