مسئولیت‌پذیری در انسان فقط در سایه کار مفید و پاداش متناسب با آن معنا پیدا می‌کند و همچون دیگر فضائل اخلاقی چیزی نیست که بتوان آن را صرفاً با موعظه و نصیحت در کسی نهادینه کرد. 
ناتوان پنداشتن کودکان در قبول مسئولیت در واقع ریشه در ناتوانی پدر و مادر دارد وگرنه کافی است شرایط مناسب را برای کودکان فراهم کنیم تا متوجه شویم از چه توانایی‌های عجیبی برخوردارند و چقدر از این‌که بتوانند استعدادها و توانایی‌های خود را نشان دهند، لذت می‌برند و شاد می‌شوند. 
از یاد نبریم که حتی یک کودک دو ساله هم می‌تواند بعضی از کارهایش را انجام بدهد، در کارهای کوچک خانه کمک کند و از طریق بازسازی نقش‌ها در بازی‌های کودکانه برای قبول مسئولیت در آینده آماده شود و اعتماد به نفس پیدا کند. 
مهم‌ترین اصل در آموزش مسئولیت‌پذیری آن است که کودک نباید صرفاً روی چیزهایی که در قبال آنها پاداش دریافت می‌کند، متمرکز شود، بلکه باید به‌تدریج بیاموزد که مهم‌ترین پاداش برای انسان احساس رضایت و شادمانی ناشی از انجام درست کارهاست. کودکان باید از سنین پایین یاد بگیرند که هر چیزی را سر جای خودش بگذارند. البته این با وسواس و اعمال خشونت از سوی پدر و مادر فرق دارد. 
باور کنید که کودک قادر است مسئولیت کارهایش را به‌تدریج به دست بگیرد. این باور شما مسری است و کودک خیلی زود یاد می‌گیرد به خاطر خطا و خرابکاری سرزنش نخواهد شد و در این آزمون و خطاهای جزئی، مهارت حل مشکلات را که یکی از ضروری‌ترین ابزارهای زندگی موفق است، خواهد آموخت. برای کودک دقیقاً روشن کنید که چه مسئولیت‌هایی را از او توقع دارید وگرنه گیج و مضطرب می‌شود، مهم‌تر از همه این‌که سخت نگیرید. 
تربیت یک فرآیند تدریجی است و با زور و وسواس پیش نمی‌رود. اگر خودتان آدم مسئولیت‌پذیری باشید و با کودک مدارا کنید، قطعاً این ویژگی را از شما یاد خواهد گرفت.