مي‌فرمايد: اگر کسي عرضۀ گناه کردن داشت، اما گناه نمي‌کرد، آرام باش، فريب نخور، ممکن است گناهي را ترک مي‌کند، اما مرتکب گناه ديگري مي‌شود. زيرا شهوات مردم مختلف است؛ يکي شهوت مال دارد، اما شهوت جنسي ندارد، يکي شهوت جنسي دارد، اما حرام نمي‌خورد.
سپس مي‌فرمايد: اگر کسي هيچ گناهي نکرد، عجله نکن، گولش را نخور، ممکن است عقل درست و حسابي نداشته باشد. بعد مي‌فرمايد: اگر کسي عقل درست و حسابي هم داشت، فريب نخور، ببين آيا هواي نفسش مسلط بر عقلش است، يا عقلش مسلط بر هواي نفس است؟
حضرت در انتهاي بحث مثال مي‌زند و مي‌فرمايد: مانند کسي که حبّ‌مقام دارد، يک دفعه‌اي با يک هوس و هواي حبّ‌مقام، کلّ مراتب ايماني قبلش را نابود مي‌کند. حديث عجيبي است. امام عليه‌السّلام در ادامه مي‌فرمايد وقتي به چنين آدمي مي‌گويي: «إتَّقِ الله»؛ از خدا بترس، ناراحت مي‌شود. «اَخَذَتهُ العِزَّة»؛ به غرورش برمي‌خورد، مي‌گويد «به من مي‌گويي با تقوا باشم؟ تا حالا کسي از من گناه نديده.» بعد امام(ع) مي‌فرمايد: اينها ديگر آدم هم نمي‌شوند و دچار لعن خداوند مي‌شوند.( وسائل الشيعه، ج 8، ص 317)