جاله
روزی مردی داخل چالهای افتاد و بسیار دردش آمد.
🌸شیخی او را دید و گفت: «حتما گناهی انجام دادهای!»
🌸یک دانشمند عمق چاله و رطوبت خاک آن را اندازه گرفت!
🌸یک روزنامهنگار در مورد دردهایش با او مصاحبه کرد!
🌸یک یوگیست به او گفت: «این چاله و همچنین دردت فقط در ذهن تو هستند، در واقعیت وجود ندارند.»
🌸یک پزشک برای او دو قرص آسپرین پایین انداخت!
🌸یک پرستار کنار چاله ایستاد و برای او گریه کرد!
🌸یک روانشناس او را تحریک کرد تا دلایلی را که پدر و مادرش او را آماده افتادن به داخل چاله کرده بودند پیدا کند!
🌸یک تقویت کننده فکر او را نصیحت کرد
♻️که: «خواستن توانستن است.»
🌸یک فرد خوشبین به او گفت:
«ممکن بود یکی از پاهات بشکنه!»
🌸سپس فرد بی سوادی از آن جا گذشت و دست او را گرفت و او را از چاله بیرون آورد
+ نوشته شده در ۱۳۹۵/۰۴/۰۳ ساعت توسط
|
با عرض سلام امیدوارم بهره کافی و لازم از مطالب درج شده در وبلاگ را ببرید