« کشاورز نمونه »


كشاورزی برنده تولید برتر شناخته شد و جايزه‌ی بزرگ جشواره كشاورزى را دريافت كرد. او هر سال در اين جشنواره‌ی كشورى شركت مى‏كرد و به عنوان یکی از بهترين كشاورزهای نمونه برگزيده مى‏شد.

روزى روزنامه‏‌نگارى با او مصاحبه‏‌اى انجام داد تا راز موفّقيتش را بداند. هنگام گزارش، روزنامه‏‌نگار پى برد كه او هر سال، مقدار قابل توجّهى از محصولاتش را بين همسايه‌‏ها تقسيم مى‏كند تا آنها براى كاشت خود از آن استفاده كنند.

روزنامه‌‏نگار كه از عمل اين كشاورز، بسيار متعجّب شده بود، از او پرسيد:
«تمامى اين افراد، رقيب شما هستند و شما براى كاشت محصول خوب، به آنها بهترین بذر خود را مى‏دهيد ..! چرا؟ »

كشاورز گفت : «چرا ندهم ..!؟ مگر نمى‏دانيد باد، گرده‏‌ها را از مزرعه‌‏اى به مزرعه‌ی ديگر پخش مى‏كند. اگر همسايه‌‏هاى من، محصول نامرغوبى به عمل آورند در آن صورت بر اثر گرده‌‏افشانى ، كيفيت محصول من نيز پايين مى‏آيد؛ اما اگر من در رشد كيفيت محصول همسايه‏‌هايم تلاش كنم، به بهبودى كيفيت محصولات خودم هم كمك كرده‏‌ام؛ در واقع اين، بزرگ‏ترين خدمت به خودم است.

نگاه و انديشه‌ی اين کشاورز را مى‏توان به ديگر ابعاد زندگى نيز تعميم داد:

اگر صلح و آرامش را دوست داريم بايد براى صلح و آرامش ديگران قدم برداريم. اگر در شهر و کشور من صلح برقرار نباشد، چگونه می‌توانم در محله و خانه من آرامش برقرار باشد.
اگر آسایش خودم را دوست دارم بايد براى زندگى همکارانم نیز آسایش فراهم کنم. چون همکاران آسیب دیده نمی‌توانند به من کمک کنند.
اگر مى‏خواهيم خوش‏بخت زندگى كنيم بايد براى خوش‏بختى ديگران تلاش كنیم ..