سخن از خوب بودن و خوبي کردن، روزي نيست که از تلويزيون و ساير رسانه هاي جمعي مطرح نشود. انواع برنامه هاي آموزشي، فرهنگي، روانشناسي و مذهبي به نوعي به اين موضوع اشاره مي کنند. اما با وجود همه اينها در موارد متعددي شاهد رفتارهايي از افراد هستيم که با اين سخنان، فاصله زيادي دارند.
فرقي نمي کند که در کدام مکان وموقعيت قرار داشته باشيد. مهم اين است که اين باور وجود داشته باشد که خوبي کردن و خوب بودن در درجه اول، به نفع چه کسي است؟
اغلب افراد در خانواده، از نقش هايي مثل همسر،پدر،فرزند، دايي،خاله و...برخوردارند و در جامعه نيز ممکن است نقش يک کارمند، رئيس، مدير و يا آبدارچي را عهده دار باشند. خلق و خوي نيکو در هر جايگاه و موقعيتي که وجود داشته باشد، زينت دهنده شخصيت افراد است نه اينکه نقش ها و موقعيت اجتماعي و رفتارهاي قلدر مابانه موجب ارزشمندي شخصيت افراد شود.
در جاي جاي مذهب تشيع، امامان ما اينگونه بيان کرده اند که چنانچه با فردي مواجه شديد که بر بدي کردن به شما اصرار دارند، در مقابل شما به خوبي کردن بر او اصرار داشته باشيد. اين جمله شايد به ظاهر ساده باشد اما عمل به آن بسيار مشکل است و لازمه آن داشتن روحيه اي منعطف،سازگار و از خودگذشته مي باشد. از طرف ديگر بايد به بعد روانشناسانه اين عبارت نگاه کرد که نشان مي دهد با خوبي کردن مي توان اثرات بدي را از ميان برداشت.
به هر حال فردي که مورد ظلم و بدي قرار مي گيرد، ممکن است آزرده خاطر شود و به لحاظ روحي صدمه بخورد اما وقتي نيت خود را در راه خدا خالص کند و به قصد رضايت او گام بردارد، مي تواند در اين مسير موفق باشد.بسياري از مشکلات زناشويي و خانوادگي از همين مساله نشات مي گيرد. در واقع وقتي زن ومرد نمي توانند از خطاهاي يکديگر بگذرند و تصور مي کنند که هر يک بايد ديگري را ادب کند و به او بفهماند که اشتباه کرده، فضايي متشنج و خالي از گذشت به وجود مي آيد که ثمره اي جز دل شکستگي و نفرت به دنبال نخواهد داشت. در درجه بعد اين رفتار را مي توان به اقوام، دوستان و افراد اجتماع تعميم داد. ممکن است که در يک رابطه فاميلي، فردي باشد که به ديگري بدي کند و به او ناسزا گويد. طرف مقابل مي تواند اين رفتار را ناديده انگارد و يا اينکه مقابله به مثل کند. به نظر مي رسد هر عقل سليمي اين موضوع را تشخيص ميدهد که گذشت، رفتاري زيباست و بزرگواري در آن است که بدي را ببيني و سکوت کني و يا حتي با لبخندي آرامش گونه از کنار آن عبور کني. البته بايد گفت که اين شيوه اي پسنديده است که شايد عده کمي از افراد به آن عمل کنند اما مطمئن باشيد که همواره در طول تاريخ بشريت، اينگونه بوده است که راه درست، راهي خلوت بوده است.
کم نيستند جواناني که در جامعه امروز ما، همواره با استراتژي تهاجمي با ديگران برخورد مي کنند تا اينکه رفتاري تدافعي داشته باشند و جالب اينجاست که نمي توانند بپذيرند که ممکن است اشتباه کنند.به خاطر داشته باشيد که حق و حقيقت، هميشه با سختي به دست آمده است و بايد خويشتن را به شکيبايي عادت دهيد تا بتوانيد به گوهري ارزشمند به نام حسن خلق، دست پيدا کنيد. قطعا اين موضوع پذيرفته است که سکوت کردن در برابر اهانت ديگران و ظلمي که به انسان مي شود، کاري دشوار است اما تبعات تحمل اين امر دشوار، به نفع همان کسي است که سکوت پيشه کرده است. اينها ارزش هايي است که متاسفانه براي بسياري از افراد فراموش شده اند و وقتي کسي اينگونه عمل کند، موجبات حيرت سايرين را برمي انگيزد.
در حاليکه شايسته اين است که همگان اينطور عمل کنند. حسن خلق يعني پاسخ بدي را با خوبي دادن.يعني گذشتن از کنار فحاشي هاي يک شهروند در حين رانندگي. يعني سکوت کردن در برابر برخورد توهين آميز يک همکار. يعني لبخند زدن به دوستي که به شما ظلم کرده است. يعني کنار امدن با همسر ناسازگار.
بيائيد حسن خلق را تمرين کنيم. شايد تجربه گذشت و مهرورزي بي دريغ به ديگران، تجربه اي سازنده و پربار براي مان باشد که هيچگاه حاضر به ترک آن نباشيم و لذت آنرا با هيچ چيزي در دنيا عوض نکنيم.