شعر شهریار در ارتباط با کاروان کربلا
شیعیان دیگر هوای نینوا دارد حسین روی دل با کاروان کربلا دارد حسین
از حریم کعبه ی جدش به اشکی شست دست مروه پشت سرنهاد ،اما صفا دارد حسین
می برد در کربلا هفتاد ودو ذبح عظیم بیش ازین ها حرمت کوی منا دارد حسین
بسکه محمل ها رود منزل به منزل با شتاب کس نمی داند عروسی یا عزا دارد حسین
بردن اهل حرم دستور بود و سرغیب ورنه این بی حرمتی ها کی روا داردحسین
دشمنانش بی امان و دوستانش بی وفا با کدامین سر کند ، مشکل دوتا دارد حسین
آب خود با دشمنان تشنه قسمت می کند عزت و آزادگی بین تا کجا دارد حسین
دست آخر کز همه بیگانه شد دیدم هنوز با دم خنجر نگاهی آشنا دارد حسین
شمر گوید گوش کردم تاچه خواهد از خدا جای نفرین هم به لب دیدم دعا دارد حسین
اشک خونین گو بیا بنشین به چشم شهریار کاندرین گوشه عزایی بی ریا دارد حسین
شاعر : محمد حسین شهریار
با عرض سلام امیدوارم بهره کافی و لازم از مطالب درج شده در وبلاگ را ببرید