اوضاع فرهنگي و اجتماعي یونان
مردم يونان دلبستگي خاصی به عهد باستان و دوران شكوفايي يونان دارند. دوراني كه به عهد كلاسيك و پس از آن عهد بيزانس ( يا امپراطوري روم شرقي) درقرن 4.5.6 پس از ميلاد مربوط است و اين ايام مورد توجه يونانيان مي باشد.
فرهنگ يونان فرهنگي پيچيده است كه در طول تاريخ در برخورد با ساير فرهنگ ها متاثر شده و مولفه هاي مهمي را پذيرفته است در اين خصوص مهمترين عنصر فرهنگ فعلي يونان كه از زمان پس از عهدباستان و عهد عتیق به مردم اين كشور رسيده است فرهنگ مذهبي ارتدكسي است . مردم يونان فعلي كه مرزهاي آن در اواخر قرن نوزده وقرن بيستم مشخص شده شديداً تحت تاثير دين مسحيت و مذهب ارتدكس قرار گرفته و عنصر مليت را نيز به ارث برده و امروزه يكي از ميهن دوست ترين مردم اروپامحسوب مي شوند. استيلاي حدود چهار صد ساله امپراطوري عثماني بر سرزمين يونان سبب تحولات فرهنگی زيادي در اين كشور شد و امروزه تاثير و تاثر فرهنگي بين دو فرهنگ يونانی و تركي قابل تشخيص است . تركان عثماني در ايام طولاني تمام ابعاد زندگي مردم يونان را تحت تاثير قرار دادند اما سخت گيريهاي انجام شده بويژه گسترش آن به حوزه مذهب كه سرانجام با مبارزه و تشكيل هسته هاي مقاومت در مقابل سربازان عثماني تبدیل گردید به مرور حضور قوي فرهنگ شرقي تركي را ضعيف نمود . پس از شورش سال 1821 يونان در مقابل امپراطوري عثماني مردم اين كشور رقابتي هنري و فرهنگي با امپراطوری عثمانی را نيز آغاز كردند و مردم فعلي يونان از سالهايی كه تحت سلطه عثماني بوده اند به سالهاي سياه تاريخ اين كشور ياد ميكنند و پيشرفت فرهنگي جامعه يوناني در آن ايام را ناچيز ذکر مینمایندو در واقع اين دوره را مساوي با محاق فرهنگ هلنيستي مي دانند.
بر خلاف فرهنگ و ادبيات غني كرتي يوناني اما اكثر مردم يونان احياي مجدد فرهنگ يوناني را مصادف با ايجاد اولين دولت جمهوري در اين كشور در سال 1831 كه زمان پايان يافتن سلطه امپراطوري عثماني است ميدانند اين موضوع كه تا حدودي پيشينه غني مردم متمدن يونان عهد عتيق را زير سئوال مي برد و نشان دهنده عمق نگراني فرهنگ و تعارض عقيدتي و سنگين ايام مستمره بودن براي مردم يونان است و چنين مينمايد كه آثار اشغال يونان پس از پايان امپراطور روم از اذهان مردم يونان پاك نشدني است و عمق اين موضوع تاريخي در آثار فرهنگي اين كشور نيز نمايان است .
در قرن بيستم اشغال كشور يونان توسط آلمان در جنگ جهاني دوم و متعاقب آن ايجاد جنگ داخلي در اين كشور و در تداوم آن نفوذ امريكا كه سبب شكل گيري حكومت ديكتاري بنام سرهنگان گرديد (74-1967) نوعي نگرش فرهنگي در مردم يونان ايجاد كرد كه حاصل آن تنفر نسبت به آلمانيها و امريكائيهاست كه امروزه با گذشت زمان، بي اعتمادي نسبت به اين دو كشور كماكان در فرهنگ يونان ديده مي شود و روند دخالتهاي مداوم قدرتها در اين كشور اساس شكل گيري ميهن دوستي و بي اعتمادي به بيگانه و ارجح دانستن يوناني نسبت به بيگانه گرديده است و سمبل آن نيز در زبان و فرهنگ يوناني بنام Ethnos Anadelfon به معني ملت بي برادر (brotherless nation ) مي باشد.
از دهه 70 ميلادي به بعد كه پس از آن روند همراهي و همگامي يونان با كشورهاي اروپايي آغاز شد و بدنبال پيوستن به اتحاديه اروپا، نگرش اروپايي شدن و رفتن به سمت فرهنگ غربي نيز شكل گرفت . با اين حال فرهنگ خاص مردم اين كشور كه شامل مهمانداري و مهرباني است بقوت خود باقي است. يكي از خصوصيات فرهنگي مردم اين كشور آسان گيري در زندگي است كه نسبت به خواسته هاي خود سخت گير نيستند و روحيه ايي آسان گير و متمايل به راحت طلبی دارند كه به اخلاق مديترانه ايي كه آميخته با تنبلي است معروف است در اين خصوص نويسنده معروف اين كشور نيكوس كازانتراكيس در كتاب خود بنام Zorba the greek به اين موضوع پرداخته است.
با عرض سلام امیدوارم بهره کافی و لازم از مطالب درج شده در وبلاگ را ببرید