چقدر به همسرتان شبيه هستيد?
با توجه به پژوهش هاي انجام شده با ثبات
ترين ازدواج هاي آنهايي هستند که زن و شوهر بيشترين شباهت ها را با هم
داشته باشند. يعني کيفيت روابط زناشويي و احساس خوشبختي و ثبات روابط
زوج ها با همخوان بودن ويژگي شخصيتي آنان در ارتباط است.
براي زوج ها شباهت ها در حکم سپرده پس انداز بانکي است.
هرچه شباهت ها بيشتر باشد زن و شوهر در شرايط مطلوب تري زندگي مي کنند و
مي توانند در برابر مشکلات راحت تر تصميم بگيرند. شباهت در حکم
سرمايه اي است که زن و شوهر به وقت نياز مي توانند به آن تکيه کنند.
وقتي دو نفر ويژگي هاي شبيه به هم داشته باشند با قدرت جلو
مي روند و زندگي مشترک شان تحت تاثير باورها و سنت هاي مشترک بهتر اداره
مي شود. آنان مي دانند چه انتظاري از يکديگر بايد داشته باشند. در اين
مطلب از شباهت هايي که روابط زناشويي را مثبت مي کند، براي تان
مي نويسم...
شخصيت شما
مي خواهيد همسر آينده شما چگونه شخصيتي داشته باشد؟ سوال زير،
شما را به تفکر در اين زمينه وامي دارد:
۱ - آيا مي خواهيد همسر شما ساکت و تا
اندازه اي خجالتي يا پرصحبت و اجتماعي باشد.
۲ - آيا منطق گراها را به اشخاص آسان گير
ترجيح مي دهيد؟
۴ - آيا افراد قوي و مستقل را به کساني که
وظيفه تصميم گيري را به شما واگذار مي کنند ترجيح مي دهيد؟
۵ - آيا مايليد همسري ملايم داشته باشيد، همسري
که به ندرت خشمگين شود يا به جاي آن ترجيح مي دهيد همسرتان رک باشد و بسيار
دقيق احساس خود را بروز دهد؟
با آن که شخصيت ها با هم متفاوت است مي توانيد کسي را پيدا کند
که کيفيت هاي مورد نظر شما را داشته باشد. نکته مهم اين است، به دنبال کسي
نرويد که شبيه پدر و مادر شما باشد. به جاي آن منتظر کسي شويد که شخصيت آن را
مي پذيريد و او را دوست داريد، منتظر شخصيتي شويد که در سال هاي طولاني
که پيش رو داريد به شما احساس خوب بدهد.
ارزش هاي زن و شوهر
روان شناسي در اين زمينه مي گويد: «اين باور که
قطب هاي مخالف يکديگر را جذب مي کنند باعث سوء تفاهم هاي
بسياري در مورد پايداري و دوام عشق شده است.» به عقيده اين روان شناس
ارزش هاي ذهني مشترک، پس زمينه هاي قومي مشابه وبهره هاي هوشي هم
سان و شکل مشترک زندگي ميان دو نفر از عوامل مهر در ايجاد ارتباط ديرپا هستند. بنا
بر اعتقاد روان شناس ديگري، نگرش مشترک به زندگي در واقع از چنان اهميتي
برخوردار است که مي توان از همان نخستين روزهاي نامزدي پيش بيني کرد که
آيا ازدواج دو نفر پايدار خواهد ماند يا خير.
علايق و ارزش هاي مشترک بين زن و مرد، دوستي را به وجود
مي آورد. اين گونه افراد به دور از هرگونه شيفتگي و جذابيت هاي دروغين
مي توانند براي يکديگر جذاب باشند. اين عامل مهمي براي موفقيت در ازدواج
محسوب مي شود.
نقش ايمان و معنويت
براي کساني که پايبند به ارزش هاي ديني (در هر دين ومذهبي) هستند
اساسي ترين معيار در انتخاب همسر، ايمان و معنويت است. اهميت ايمان از دو جهت
قابل توجه است:
اول اين که شخص با ايمان به علت ارتباط قلبي با خدا و برخورداري از يک
نيروي کنترل کننده دروني فردي قابل اعتماد است. اعتمادکردن به کسي که نيروي
کنترل کننده ايماني و اعتقادي ندارد نوعي خطرکردن است و اغلب به صلاح
نيست.افرادي که در پيشگاه خدا تعهد قلبي دارند در برابر ديگران نيز به تعهدات خود
عمل مي کنند و مي توان به قول و تعهد آنان در ازدواج نيز اعتماد کرد.
دوم اين که افراد با ايمان به علت اين که از نظام اعتقادي و ارزشي
واحدي پيروي مي کنند، داراي بينش ها- گرايش ها و سليقه هاي کم
و بيش يکساني هستند، از اين رو در زندگي مشترک تناسب فکري و روحي زيادي با هم
دارند.
زن و شوهري که هر دو در يک آيين ديني تربيت يافته اند اگرچه از
قبل همديگر را نمي شناخته اند اما در موارد اساسي نقاط مشترک فراواني با
هم دارند. اين گونه افراد در مواردي که اختلاف نظري پيش مي آيد
مي توانند با مراجعه به تعاليم ديني (که خود مورد قبول هر دو است) به وحدت
برسند و اين بهترين و مطمئن ترين وسيله براي تضمين سعادت در پيوند زناشويي
است.
تجربه نشان داده کساني که تعهدات ايماني ندارند حتي اگر قبل از ازدواج
مدت ها با هم آشنايي داشته باشند پس از تشکيل زندگي مشترک به دليل نداشتن
ارزش هاي ثابت و واحد با تحريک کوچک ترين عامل پيوندشان سست مي شود و چه
بسا از هم مي گسلد. به همين دليل آمار دعاوي در دادگاه ها نشان
مي دهد همسراني که به تعاليم ديني خود پايبند نيستند مشکلات بيشتري دارند.
هرچه همسرتان از نظر معنوي و ايمان قوي تر باشد زندگي در مسير
کمال و رشد و تعالي هموارتر مي شود چرا که از روزنه ديدگان اوست که به درک
گوشه اي از جمال حق نائل مي شويد.
شما باهوشيد يا همسرتان؟
کسي نمي خواهد بهره هوشي همسرش از بهره هوشي خودش به مراتب کمتر
باشد اما شايد به اين هم علاقه ندارد که با يک نابغه ازدواج کند. واقعيتي است که
بسياري از باهوش ها در زمينه هاي اجتماعي با مشکل روبه رو هستند.
بررسي هاي اخير نشان مي دهد که ازدواج هاي بادوام همبستگي قابل
ملاحظه اي با ضريب هاي هوشي زن و مرد دارد. زناشويي زماني در بهترين شکل
خود ظاهر مي شود که زن و مرد بهره هوشي نزديک به هم داشته باشند: هر دو نابغه-
هر دو متوسط و يا هر زير متوسط.
اگر زن يا شوهري به يک اندازه باهوش باشند رابطه زناشويي با گرفتاري
کمتري روبه رو مي شود. منظور از هوش، تحصيلات نيست بلکه منظور آن است که
زن و شوهر به لحاظ بهره هوشي بايد در يک رديف قرار داشته باشند. بايد بتوانند اشيا
و امور را به يک شکل ببينند و درباره آنها صحبت کنند و اين سبب استحکام پيوند آنها
مي شود. اگر يکي از طرفين ازدواج هميشه گمان کند که همسرش متوجه منظور او
نشده است شرايط ناخوشايندي ميان شان برقرار مي شود.
تفکر، اجزاي بسياري دارد. برخي تفکر انتزاعي دارند و با
کوچک ترين اشاره اي مسائل را مي فهمند و برخي نيز تفکر عيني دارند
يعني همه چيز را بايد به طور ملموس و قابل مشاهده بيان کرد تا آن را بفهمند. به
همين دليل حضرت علي (ع) مي فرمايد: با انسان احمق ازدواج نکنيد زيرا مصاحبت
با او بلا مي شود و فرزندانتان نيز تباه مي شوند. در اين فرمايش حضرت
علي (ع) دو نکته اساسي و مهم وجود دارد:
۱ - مصيبت همنشيني با افراد احمق که به راستي
جان انسان را به لب مي رساند.
۲ - تباه و ضايع شدن فرزندان که هم از راه
وراثت و ژن ها بر آنان اثر مي گذارد و هم از راه تربيت و اخلاق و رفتار
که هر دو خسارت بزرگي است.
افرادي که از نظر هوشي ضعيف هستند مسائل را به راحتي نمي فهمند و
بايد آنان را با کلي آماده سازي متوجه نمود. در حالي که افراد باهوش حتي با
يک اشاره کوچک خيلي خوب مي فهمند و با رمز و اشاره آشنا هستند. بنابراين براي
يک زندگي سعادتمند لازم است که زوج ها از نظر تفکر و هوش هم پايه يکديگر
باشند تا با بسياري از مشکلات روبه رو نگردند.
+ نوشته شده در ۱۳۹۲/۰۴/۲۹ ساعت توسط
|
با عرض سلام امیدوارم بهره کافی و لازم از مطالب درج شده در وبلاگ را ببرید